Go therefore and make disciples of all the nations, baptizing them in the name of the Father and of the Son and of the Holy Spirit, teaching them to observe all things that I have commanded you; and lo, I am with you always, even to the end of the age.” Amen. پس رفته، همهٔ امّتها را شاگرد سازید و ایشان را به اسمِ اب و ابن و روحالقدس تعمید دهید. و ایشان را تعلیم دهید که همهٔ اموری را که به شما حکم کردهام حفظ کنند. و اینک، من هر روزه تا انقضای عالم همراه شما میباشم. آمین. Bu nedenle gidin, bütün ulusları öğrencilerim olarak yetiştirin; onları Baba, Oğul ve Kutsal Ruh'un adıyla vaftiz edin; size buyurduğum her şeye uymayı onlara öğretin. İşte ben, dünyanın sonuna dek her an sizinle birlikteyim." Matthew متی Matta 28:19-20
۱۳۹۴ مهر ۷, سهشنبه
۱۳۹۴ مهر ۳, جمعه
شکنجه کشیش سعید عابدینی توسط اطلاعات زندان
شکنجه کشیش سعید عابدینی توسط اطلاعات زندان
زندانی عقیدتی سعيد عابدینی کشیش ایرانی/آمریکایی در زندان رجایی شهر کرج به حفاظت اطلاعات زندان احضار شد و تهدید به پرونده سازی جدید و شکنجه شد.
براساس گزارش رسیده، پس از احضار سعید عابدینی وی توسط دو بازجو وزارت اطلاعات به نامهای بحرینی و مضارع تهدید به پرونده سازی شد و بازجو مضارع با در دست داشتن شوکر برقی و ایجاد صدا با آن و صدای شکنجه تعدادی از زندانیان عادی سعی در ایجاد وحشت در این زندانی عقیدتی داشت و او را تهدید به شکنجه و پرونده سازی کرد.از فروردین سال جدید این زندانی چندین بار مورد آزار و اذیت گرفته و یک بار نیز به انفرادی منتقل و بیش از چهار روز در انفرادی نگهداری شد.
همچنین به نقل از کریستین پست وی در ماه ژوئن سالجاری وی مورد شدید ترین آزار و اذیت و ضرب و شتم قرار گرفته است.
همسر وی نیز درهمین رابطه به کریستین پست گفته است که به کشیش سعید گفته اند حبس وی در صورت انکار ایمان مسیحی اش کاهش میابد که وی به هیچ عنوان چنین شرطی را نمیپذیرد. در اینجا هم خانم نغمه عابدینی توضیحاتی در رابطه با ضرب و شتم سعید عابدینی را در مصاحبه ای با خبرگزاری صدای مسیحیان ایران را ارایه میدهد.
سعید عابدینی کشیش مسیحی ایرانی – آمریکایی از تابستان سال ۲۰۱۲ بازداشت و سپس به زندان اوین منتقل شد. در ۲۷ ژانویه ۲۰۱۳ بنابه گزارشها به اعدام و پس از تخفیف مجازات به هشت سال زندان محکوم شد. اتهام وی تضعیف امنیت ملی از طریق فعالیت تبلیغ مسیحیت از ابتدای سال ۲۰۰۰ عنوان شدهبود.
رژیم ایران همچنان به آزار و اذیت اقلیت های مذهبی به صورت جدی ادامه میدهد،وضعیت آزار اذیت مذاهب دیگر به غیر از اسلام شیعه بصورت اسفناک در ایران اجرا میشود،در حالی که رییس جمهور حسن روحانی پیش از انتخابات و سر کار آمدن دولت خود تحت عنوان تدبیر و امید وعده داده بود که جلوی آزار و اذیت اقلیت های قومی و مذهبی در ایران گرفته خواهد شد.
اعمال فشار برای پرونده سازی جدید علیه یک کشیش زندانی
اعمال فشار برای پرونده سازی جدید علیه یک کشیش زندانی
خبرگزاری هرانا – دور جدید بازجویی سعید عابدینی، کشیش ایرانی آمریکایی در زندان آغاز شده و وی برای انتساب اتهامات و پرونده جدید تحت فشار قرار گرفته است.
ادامه مطلب>>>
https://hra-news.org/fa/prisoners/a-2348
https://hra-news.org/fa/prisoners/a-2348
حکم ارتداد در ایران
از منصور حلاج چنین نقل می کنند: مرا بکشند و مرا بیاویزند و مرا بسوزانند و مرا بر گیرند ، صافیات من ذاریات ( باد های تند ) شوند ، انگاه در لجهء جاریات اندازند ، هر زده ای که از آن بیرون آید عظیم تر باشد از راسیات ( کوههای بلند )
وی را به ارتداد متهم نمودند و ظاهریان و امامیه لعنش کردند و دو بار از طرف عباسیان بازداشت شد و سر انجام در سال 310 هه رسماً مرتدش شناختند و سیاستی بیرحمانه( مرگی دردناک) در حقش در بغداد مجری ساختند .
یکسال پیش درست در چنین روزی و (نه در دوران خلافت عباسیان بود که در سال 1394 هجری شمسی و در قرن بیست و یک) محسن امیر اصلانی، دگراندیش و نویسنده دوازده کتاب به نامهای یاسین رسولان، داستان پروانهای، ملکوت رؤیاشناسی، یاران کهف، حقیقت بهشت، الملقمان، رستگاران، یوسفیه، رساله موسی و خضر، طارق-مزامیر طس-در مراتب آتش به اتهام ادتداد و تفسیر متفاوت از قرآن بدعت در اسلام، ارتداد و توهین به یونس نبی، به اعدام محکوم و در ۲ مهر در زندان رجاییشهر کرج اعدام شد.
محسن امیراصلانی، ۳۷ ساله، متأهل و دارای یک فرزند ۲ ساله بود. بعد از اعدام دادگستری تلاش زیادی کرد تا چهره ی او را سیاه کنند اما افشاگری های دوستان و همکارانش چهره ی حقیقی محسن را بر افکار عمومی آشکار کرد. پیش از اعدام بارها از وی خواسته شد تا از سخنانش توبه کند اما وی تن نداد. او در یکی از کتابهایش به نام داستان پروانه ای به نوعی سرنوشت تلخ خویش چنین به تصویر کشیده:
داستان پروانهای؛ سالهای بسیار قبل از زندان این داستان در ذهن من بوده است و اولین و در حال حاضر تنها کتاب داستانیست که نوشتهام، یک داستان کوتاه و ساده ولی پر رمز و راز است.
این داستان واقعیست، یعنی واقعی میشود و حسی عجیب به من میگوید این کتاب داستان سرنوشت خود من است و از اینرو به بیشتر دوستانم سفارش نمودهام اگر روزگاری من فوت نموده یا کشته شدم و زمانی که بر سر مزار من آمدند به جای اینکه گریه و زاری نمایند، این داستان را مانند یک فاتحه بر سر مزارم بخوانند تا روحم شاد شود.
البته این داستان برخلاف ظاهر ساده و روانش اسرار خاصی را در خود و اعداد و ارقامش حمل میکند که اگر خدا خواست و از اینجا بیرون آمدم برایت رمزگشایی میکنم!
وی را به ارتداد متهم نمودند و ظاهریان و امامیه لعنش کردند و دو بار از طرف عباسیان بازداشت شد و سر انجام در سال 310 هه رسماً مرتدش شناختند و سیاستی بیرحمانه( مرگی دردناک) در حقش در بغداد مجری ساختند .
یکسال پیش درست در چنین روزی و (نه در دوران خلافت عباسیان بود که در سال 1394 هجری شمسی و در قرن بیست و یک) محسن امیر اصلانی، دگراندیش و نویسنده دوازده کتاب به نامهای یاسین رسولان، داستان پروانهای، ملکوت رؤیاشناسی، یاران کهف، حقیقت بهشت، الملقمان، رستگاران، یوسفیه، رساله موسی و خضر، طارق-مزامیر طس-در مراتب آتش به اتهام ادتداد و تفسیر متفاوت از قرآن بدعت در اسلام، ارتداد و توهین به یونس نبی، به اعدام محکوم و در ۲ مهر در زندان رجاییشهر کرج اعدام شد.
محسن امیراصلانی، ۳۷ ساله، متأهل و دارای یک فرزند ۲ ساله بود. بعد از اعدام دادگستری تلاش زیادی کرد تا چهره ی او را سیاه کنند اما افشاگری های دوستان و همکارانش چهره ی حقیقی محسن را بر افکار عمومی آشکار کرد. پیش از اعدام بارها از وی خواسته شد تا از سخنانش توبه کند اما وی تن نداد. او در یکی از کتابهایش به نام داستان پروانه ای به نوعی سرنوشت تلخ خویش چنین به تصویر کشیده:
داستان پروانهای؛ سالهای بسیار قبل از زندان این داستان در ذهن من بوده است و اولین و در حال حاضر تنها کتاب داستانیست که نوشتهام، یک داستان کوتاه و ساده ولی پر رمز و راز است.
این داستان واقعیست، یعنی واقعی میشود و حسی عجیب به من میگوید این کتاب داستان سرنوشت خود من است و از اینرو به بیشتر دوستانم سفارش نمودهام اگر روزگاری من فوت نموده یا کشته شدم و زمانی که بر سر مزار من آمدند به جای اینکه گریه و زاری نمایند، این داستان را مانند یک فاتحه بر سر مزارم بخوانند تا روحم شاد شود.
البته این داستان برخلاف ظاهر ساده و روانش اسرار خاصی را در خود و اعداد و ارقامش حمل میکند که اگر خدا خواست و از اینجا بیرون آمدم برایت رمزگشایی میکنم!
لینک دانلود کتاب داستان پروانهای: http://bit.ly/1YDBumG
لیلا قدیمی یکی از همکاران او در سوگ محسن چنین می نویسد: پاییز؛ هبوت برگهای رنگ باخته، برگهای دل باخته...
پروانه ها را در باد وزان پاییزی قراری نیست، خلقت لطیف و زیبایشان را بادهای تند و تیز پاییزی همخوانی ندارد؛
پس لازمه بودنشان در حقیقت قلبها، کوچ است!
اندیشه ای بی نهایت باید؛ تا تو را از کرم بودن به پیله گشودن برساند...
بستری که برای مردمان بسیار بیراه را به یادگار گذاشت، برای چون تویی پرواز را به ارمغان آورد...
لیلا قدیمی یکی از همکاران او در سوگ محسن چنین می نویسد: پاییز؛ هبوت برگهای رنگ باخته، برگهای دل باخته...
پروانه ها را در باد وزان پاییزی قراری نیست، خلقت لطیف و زیبایشان را بادهای تند و تیز پاییزی همخوانی ندارد؛
پس لازمه بودنشان در حقیقت قلبها، کوچ است!
اندیشه ای بی نهایت باید؛ تا تو را از کرم بودن به پیله گشودن برساند...
بستری که برای مردمان بسیار بیراه را به یادگار گذاشت، برای چون تویی پرواز را به ارمغان آورد...
[شاید اگر آن ها هم مثل من چهل طلوع و غروب خورشید یکجا می نشستند و تنها به چشم انداز آن نیلوفر آبی می نگریستند، آن موجود زیبا را می توانستند مشاهده نمایند؛ اما آنها مرا کرمی دیوانه و دروغگو و خیالباف می دانستند و تا جایی که می شد از من و حرف هایم دوری می جستند.]
چه شبها و روزهایی که چشم انتظار ماندی که یار بر تو نظر افکند؛ تمام لحظاتی که ما در اندیشهء راه رهایی تو از بند بودیم، تو در اندیشهء رهایی از زندان تن، در اندیشهء آزادی از بند افکار جاهلانه بودی!!!
[او گفت: تا زمانی که یک کرم لجن زار باشی نمی توانی پروانه شوی!]
چه بگوییم از عمق فاجعه... چه ترجیح عظیمی!!! انتخاب کردی یک روز زندگی کنی به جای سالهای دراز؛ ولی آن روز بزرگترین روزت باشد برای همه و برای خودت...
کم کم تنهایت گذاشتند، تو را به تمسخر گرفتند، هدفت را، مسیرت را، آرمانهایت را...
آزارت دادند، تهدیدت کردند، امان نامه ات دادند که باز گردی از اندیشهء پروانگیت؛ که کرم بودن را به جان بخری و افکارت را خاموش کنی!
اما تو تصمیمت را گرفته بودی!
پیله ای بر خود تنیدی از جنس اندیشه، از جنس نور، از جنس پرواز...
کم کم تنهایت گذاشتند، تو را به تمسخر گرفتند، هدفت را، مسیرت را، آرمانهایت را...
آزارت دادند، تهدیدت کردند، امان نامه ات دادند که باز گردی از اندیشهء پروانگیت؛ که کرم بودن را به جان بخری و افکارت را خاموش کنی!
اما تو تصمیمت را گرفته بودی!
پیله ای بر خود تنیدی از جنس اندیشه، از جنس نور، از جنس پرواز...
آیا صبح نزدیک نیست!
چه کسی می داند که تو در پیله خود تنهایی، پیله ات را بگشا تو به اندازه یک دنیایی!
ما ماندیم و یادگارهای هزارساله ات؛ هر سطر از این کتب بجای مانده از پروانگی تو برای ما سالیان سال زندگیست. چگونه بود که سالیان دراز را در این پیله گی به اوراق سپردی و کوچ کردی و ما هنوز در اندیشهء رفتن تو به درک اندیشه های تو می پردازیم...!!!
چه کسی می داند که تو در پیله خود تنهایی، پیله ات را بگشا تو به اندازه یک دنیایی!
ما ماندیم و یادگارهای هزارساله ات؛ هر سطر از این کتب بجای مانده از پروانگی تو برای ما سالیان سال زندگیست. چگونه بود که سالیان دراز را در این پیله گی به اوراق سپردی و کوچ کردی و ما هنوز در اندیشهء رفتن تو به درک اندیشه های تو می پردازیم...!!!
یادت تا ابد گرامیست؛ پروانه ای که پروانه مان ماندی...
پنجشنبه - دوم مهرماه ۹۴
زن ستیزی در ایران
3:06/3:06

53,470 Views
بخشی از شوی تلویزیونی هفتگی آنتن OnTen با اجرای آرش سبحانی در واکنش به اظهارات اخیر خامنهای دربارهی مقامهای زن وزارت خارجه امریکا.
رهبر جمهوری اسلامی، هفتهی گذشته و در هنگام مرخص شدن از بیمارستان پس از انجام عمل پروستات، سخنگوی وزارت خارجه ایالات متحده را با عنوان "همون دختره که میآد وای میسته اونجا حرف میزنه" توصیف کرد؛ خامنهای همچنین بدون نام بردن از "وندی شرمن"، معاون وزیر خارجه امریکا، گفت که «او هم یکی زنیست».
کشیش زندانی،عاملی برای وساطتت پاپ برای آزادی آمریکاییان زندانی در ایران
احتمال آن می رود همزمان با برنامه سفر پاپ به آمریکا، دولت باراک اوباما از او برای آزادی زندانیان آمریکایی در ایران کمک خواسته باشد.
به گزارش «محبت نیوز» برخی گزارشها حاکی از آن است که همزمان با برنامه سفر پاپ به آمریکا، دولت باراک اوباما از او برای آزادی زندانیان آمریکایی در ایران کمک خواسته است.
نشریه پولتیکو روز دوشنبه ۲۱ سپتامبر در گزارشی جامع نوشته است که دولت اوباما با واتیکان برای وساطت پاپ و یافتن راهی برای آزادی سه زندانی آمریکایی در ایران در تماس بوده است؛ زندانیانی که اکنون پس از حل و فصل مساله هستهای ایران، به اصلیترین عامل اصطحکاک بین دو کشور تبدیل شده است.
به نوشته پولتیکو، رهبر یک میلیارد و ۲۰۰ میلیون کاتولیک جهان، که پیشتر به حل اختلافات بین دو دشمن دیرینه، آمریکا و کوبا، کمک کرده است، در حالی این هفته از واشنگتن دیدار میکند که هنوز گرد و خاک مناظره موافقان و مخالفان توافق هسته ای در کنگره آمریکا نخوابیده است.
یکی از محورهای مخالفت برخی از سناتورها با توافق هستهای ایران، ادامه زندانی بودن کشیش سعید عابدینی ،جیسون رضائیان، امیر میرزا حکمتی، سه آمریکایی ایرانی تبار در ایران بوده است.
به گفته خبرگزاری صدای امریکا، بر اساس یکی از منابع نزدیک به پرونده این زندانیان، آمریکا و واتیکان در ماههای اخیر برای حل این مشکل در تماس بودهاند و دست کم خانواده یکی از زندانیان موفق شده است مستقیما با پاپ تماس بگیرد.
از سوی دیگر، واتیکان، کشور-شهری با ۸۰۰ شهروند، پیشینهای طولانی در نقش آفرینی و وساطت آشکارا و نهان در سیاست بینالملل دارد؛ از جمله کمک به حل مسائلی نظیر بحران های گروگانگیری. از این رو واتیکان نه با کلیساهای خود که با سفارتخانههای خود در این سالها به خوبی ارتباطات خود را حفظ کرده است؛ عاملی که به اوباما برای رسیدگی به اولویتهای سیاسی اش کمک کرده است.
یکی از کارشناسان امور کلیساهای کاتولیک و مدرس دانشگاه به مجله پولتیکو گفت که واتیکان آن نفوذی نهایی است، آنها از مسائلی آگاهی دارند که حتی سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا، سیا، از آن اطلاع ندارد.
اگر چه هیچیک از مقامات آمریکا و واتیکان حاضر به اظهار نظر درباره هیچیک از ابعاد پرونده زندانیان آمریکایی در ایران نشدند، نویسنده مقاله پولتیکو معتقد است که حضور سعید عابدینی، کشیشی که یک کلیسای خانگی را در ایران اداره می کرد در میان زندانیان، عاملی است برای وساطتت پاپ در این موضوع. دلیل دیگر، خوشبینی شهیندخت مولاوردی، معاون امور زنان رئیس جمهوری ایران است که فوریه گذشته پس از دیدار پاپ بیان شد. او گفت که پاپ میتواند به حل مشکلات کشورها کمک کند و افراد را به هم نزدیک کند.
چندی پیش نیز وزیر خارجه آمریکا طی بیانیه ایی یادآور شد که باراک اوباما رئیس جمهوری ایالات متحده اخیرن در جمعه گروهی از کهنه سربازان آمریکا گفت:
پرزیدنت اوباما درباره تمام آمریکاییهایی که بطور ناعادلانه در ایران بازداشت شدهاند سخن گفت، و تاکید کرد جیسون رضائیان روزنامه نگار، کشیش سعید عابدینی ، امیر حکمتی گروهبان پیشین سپاه تفنگداران دریایی ارتش آمریکا، همگی باید آزاد شوند.
امیر میرزایی حکمتی به اتهام جاسوسی به ۱۰ سال زندان محکوم شده، جیسون رضائیان خبرنگار روزنامه واشنگتن پست بیش از یک سال است به اتهام جاسوسی در ایران در بازداشت بسر میبرد، و کشیش سعید عابدینی با اتهام اقدام علیه امنیت ملی از طریق تشکیل گروههای کلیسای خانگی به ۸ سال زندان محکوم شده است.
– با عضویت در “خبرنامه محبت نیوز” ، تازه ترین خبرها را از طریق ایمیل خود دریافت کنید.
اشتراک در:
پستها (Atom)



